تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی خوبان - ملائکه و فرشته های الهی : آیت الله شیخ محمد شجاعی زنجانی(قسمت اول)


امروز :
پایگاه اطلاع رسانی خوبان

گفتار اول
چیستی فرشتگان

«وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدًا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُّكْرَمُونَ •لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ». (1)

انگیزه ی بحث از فرشتگان
برخی (2) از انسان ها كه در معارف الهی ژرف اندیشی بایسته را ندارند و آموزه های دینی را با بصیرت كافی فرا نگرفته اند، پندار و تصویر صحیحی از حقایق جهان هستی ندارند و همواره می كوشند تاپدیده هایی را كه سری در آن سو داشته و در خصوص آنها خبرها و گزارش هایی از غیب رسیده است، با فهم كوتاه و ناقص خویش ترسیم كنند؛ چنین پندارهای ناروا، علاوه بر آنكه آدمی را از اصل حقیقت دور می سازد، او را دچار اوهام و تخیّلات باطل نیز می گرداند.

بعضی از فكرهای ساده و قاصر، در خصوص ملائكه و فرشتگان پندارها و تصوراتی دارند كه دور از حقیقت است. اینان ملائكه را با ذهنیت خود ساخته، ترسیم می كنند و تمام تلاش خویش را در این جهت قرار می دهند تا بر اساس خیال باطل خود ملائكه را تصویر نمایند. از این رو آموزه های قرآنی و روایی را - كه در تبیین حقیقت و ویژگی این موجودات الهی است - در حدّ اندیشه ی مادی زده و در قالب اوهام خویش تفسیر می كنند.

با توجه به این مطلب، دغدغه ی اصلی و انگیزه ی این گفتارها، زدودن تصویرهای باطل، تصورات غلط و اوهام ناروا از دامن این حقیقت شگرف می باشد. همچنین ارائه معرفتی صحیح و بصیرتی نافذ در حوزه ی یكی از معارف الهی و تشریح و تبیین حقیقت یا حقایقی درباره ی این پدیده ی مهم و سرانجام گرفتن درس ها و توصیه های لازم برای حیات معنوی خویش است.

شناخت ملائكه

«ملائكه» برتر از فكر واندیشه ی ما بوده و در ورای عالم طبیعت ناسوتی و مادی قرار دارند و از سنخ مادیات و جسمانیات نیستند؛ از این رو برای شناخت حقیقت و ویژگی های آنها باید به آیات و روایات مراجعه كرد و در حدّ فهم خویش از این نصوص امور كلی را دریافت. آیات و روایات در خصوص حقیقت ملائكه مطالب عمیق و ژرفی را بیان كرده اند كه در حدّ اختصار به چند نكته ی مهم و برجسته اشاره می شود.

یك. ملائكه موجودات غیر مادی

از دیدگاه روایات ملائكه، موجوداتی غیر مادی و غیر جسمانی اند. فرشتگان مخلوقاتی از ماده ی جسمانی و مخلوقات مادی نیستند كه در عالم مادی و جسمانیت مشهود ما است؛ بلكه منزه اند از اینكه ماده ی جسمانی داشته باشند. كیفیت خلقت ملائكه و موجودات نامرئی(جن) در آیات و روایات بیان نشده؛ بر خلاف كیفیت آفرینش انسان كه در این خصوص حقایق قابل توجهی ارائه شده است. در خصوص جن و ملك، تنها به این انگاره اشاره شده كه جن ناری و ملائكه نوری اند. در هر صورت ملائكه موجودات غیر مادی و جسمانی اند، از این رو، ترسیم كردن فرشتگان در قالب مادی و جسمانی، ریشه در اوهام و تخیلات دارد؛ نه اصل حقیقت آنها بعضی از شواهد روایی در این خصوص عبارت است از:

1-1.علامه مجلسی(قدس سره) از كتاب الاختصاص روایتی را از مرفوعه معلی بن محمد از امام صادق(علیه السلام) نقل كرده است: «ان الله عز و جل خلق الملائكة من نور» (3) «خداوند عز و جل ملائكه را از نور خلق كرده است». روشن است كه «نور» حقیقتی مجرد از ماده است و حضرت با این بیان، این نكته را مطرح فرموده كه ملائكه موجودات غیر مادی اند.

1-2.در روایت دیگری آمده است: «بالاسناد الی ابی محمد العسكری(علیه السلام) فیما احتج رسول الله(صلی الله علیه وآله و سلم) به علی المشركین: و الملك لا تشاهده حواسكم...» (4) ؛ «از امام حسن عسگری (علیه السلام) نقل شده است: در [فرازی از] احتجاجاتی كه رسول خدا برای مشركان داشت، فرمود: ملك موجودی است كه حواس شما آن را مشاهده نمی كند».

این بیان نیز نشانگر و دلیل جسمانی نبودن ملائكه است؛ زیرا اگر ملك جسمانی و مادی بود، دلیلی ندارد كه انسان شرایط دیدن و لمس كردن او را نداشته باشد.

1-3.امام صادق (علیه السلام) فرموده است: «ان الملائكة لا یأكلون و لا یشربون و لا ینكحون وانما یعیشون بنسیم العرش ...»؛ (5).

«...حقیقت آناست كه فرشتگان نمی خورند و نمی آشامند و ازدواج نمی كنند؛ بلكه حیات آنان با نسیم عرش است...».

این روایت نیز به روشنی بر غیر مادی بودن ملائكه دلالت دارد؛ زیرا، خوردن، آشامیدن، نكاح و....مربوط به موجود مادی جسمانی است. موجود جسمانی با تغذیه، تولید نسل و مانند آن است كه بقای مادی دارد و بدون آنها، زندگی مادی نخواهد داشت. اما حیات ملائكه به دلیل غیر مادی بودن با نسیم عرش است. البتّه نسیم عرش را نباید با نسیم خوب و یا بد دنیوی تشبیه كرد. نسیم عرش، حقیقتی است كه اگر ذره ای از آن به ما برسد، آدم می شویم، اصلاح می گردیم و به ما حیات ابدی می دهند.

تمثل ملائكه

گفتنی است ملائكه اگر چه موجودات نوری و غیر مادی اند؛ ولی اگر خداوند متعال بخواهد، در شرایط ویژه ای برای افراد مخصوصی - كه دیده ی بالا بین و آن سویی دارند - تمثّل پیدا می كنند؛ ولی این «تمثل» غیر از این است كه فرشتگان، خود این صورت تمثل را دارند. تمثّلات غیر از ذات و حقیقت آنها است؛ مانند تمثّل روح اعظم برای حضرت مریم (علیه السلام) در شكل یك انسان راست قامت: (فَأَرْسَلْنا إِلَیْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَرًا سَوِیًّا) (6).
بقیه در ادامه مطلب...

حقیقت و ذات روح اعظم، انسان و انسانی نیست؛ بلكه در آن شرایط خاص به امر خداوند متعال برای حضرت مریم به شكل یك انسان «تمثّل» یافت. فرشتگان نیز حقیقت و ذاتشان غیر مادی و غیر جسمانی است؛ ولی به اذن حضرت حق در شرایط ویژه ای، برای اشخاص خاصی «تمثّل» می یابند. این بدان معنا نیست كه آنان موجودات مادی اند؛ بلكه مقصود آن است كه ملك در قالب و شكلی تمثّل یابد و آدمی تمثّل یافته او را ببیند؛ نه حقیقت غیر مادی وی ر. (7)

البته این مسأله تنها برای اهل آن اتفاق می افتد؛ نه برای مدعیان و كسانی كه با هوا و هوس های خویش، ادعای دیدار مكرّر فرشتگان را كرده و بدین طریق عوام فریبی می كنند.

دو. ملائكه دارای كرامت ذاتی

از آیات قرآن و روایات، به روشنی استفاده می شود كه فرشتگان كرامت ذاتی دارند. خداوند متعال می فرماید:

(وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدًا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُّكْرَمُونَ) (8).

«[در خصوص ملائكه برخی از منحرفان] گفته اند: اینها فرزندان خدا هستند! منزه است خداوند متعال [از گفته ی اینان] ولكن [فرشتگان] بندگان خدا هستند [كه به آنها] كرامت داده شده است».

این آیه به روشنی دلالت دارد كه ملائكه، دارای كرامت ذاتی اند كه خداوند متعال این چنین آنها را توصیف می كند. ازاین تعبیر معلوم می شود كه مرتبه ی وجودی و كمالی ملائكه، خیلی بالا است كه خداوند درباره ی آنان می فرماید: (عِبادٌ مُّكْرَمُونَ).

سه. ملائكه واسطه های فیض حق

بر اساس آیات و روایات، فرشتگان واسطه های حضرت حق با عوالم هستی و موجودات آن هستند؛ یعنی، میان او و این عالم وعوالم دیگر، هر چه از خدا می رسد، به وسیله ی ملائكه است. از این رو هیچ واقعه، حادثه و رویدادی و هیچ تغییر، تبدیل و مسأله ای - چه كوچك و چه بزرگ، چه خُرد و چه كلان - در تمامی ابعاد آن و با همه ی پیچیدگی اش، تحقق پیدا نمی كند مگر به وساطت ملائكه. در حقیقت افعال خداوند، از مجاری وجودی فرشتگان درشئون مختلف و با همه ی گستره ی كمی و كیفی اش پیاده می شود.

به عنوان مثال خدای «مصوّری» كه ماده را در صورت های مختلف به طور متصل و دائم تصویر می كند، این كار به دست یك سلسله ملائكه (ملائكه مصوِّر) انجام می گیرد. تصویرگر در اصل و حقیقت خداوند است؛ ولی این كار از طریق این دسته از ملائكه صورت می پذیرد. این واسطه گری تنها اختصاص به این مورد ندارد، بلكه هر چه در این عالم می شود و هر امر و خواست و فعل خداوند متعال كه در این جهان هستی محقّق می گردد، به وسیله ملائكه و به وساطت آنان است و از این رو ملائكه در مراتب مختلف واسطه های حق اند. (9)

ملائكه در تحقق امر خداوند، كوچك ترین تخلّفی نكرده و هر چه و هر آنچه را كه او اراده كرده است، بدون هیچ كم و كاستی محقق می سازند. طبعاً هیچ ملكی در كارش مغلوب نبوده و نیست و نخواهد بود؛ زیرا آنان در واقع حاملان مشیّت الهی و اراده ی الهی اند و اراده و خواست او از طریق و مجرای آنان پیاده می شود و چون اینجا چیزی جز امر خداوند وجود ندارد، هیچ مانعی نمی تواند جلوی تحقق آن را بگیرد و در نتیجه ملائكه هیچ گاه مغلوب امر دیگری - جز امر و اذن الهی - نخواهند بود؛ چنان كه خداوند متعال این حقیقت را چنین بازگو می كند:

(لا یَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُمْ بِأَمْرِهِ یَعْمَلُونَ) (10).

«[فرشتگان] هرگز در گفتار بر خداوند پیشی نگیرند، و همه ی كارهایشان به فرمان او باشد».

یا در آیه ی دیگری می فرماید:

(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلیكُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ) (11).

«ای كسانی كه ایمان آورده‏اید خود را با خانواده ی خویش از آتش دوزخ نگه دارید، چنان آتشی كه مردم و سنگ خارا آتش افروز آن است و بر آن دوزخ فرشتگانی بسیار سخت دل (غلیظ و شدید) مأمورند كه هرگز[در آنچه خدا امرمی كند] خدا را عصیان و نافرمانی نخواهند كرد و آنچه به آنها حكم [و امر شود فوراً] انجام ‏دهند».

بنابراین، وجود و اراده ی ملائكه فانی در خداوند است و از این رو هیچ تخلفی و نافرمانی از اوامر الهی ندارند.

شبهه و پاسخ آن

ممكن است اشكال شود كه اگر ملائكه هر چه خدا می خواهد انجام می دهند، چه شرافتی و كرامتی بر دیگران دارند؟ اینان در واقع اراده ای ندارند و فقط مجرا و وسیله اند و از این رو پاك و منزه از گناه هستند! این طهارت باطنی است و خیلی فضیلت نیست. فضیلت آنجاست كه موجودی صاحب اراده، بتواند از امر خدا تخلّف كند یا معصیت كند؛ ولی این كار را انجام ندهد. «نتوانستن» با «تخلف نكردن» از روی اراده متفاوت است. كرامت ذاتی آنجا است كه من بتوانم از روی اراده و خواست خویش سرپیچی كنم؛ ولی در عین حال چنین نكنم. اما اگر توان عناد و اعراض از امر حق را نداشته باشم، چه فضیلتی است؟!

پاسخ آن است كه با دقت در اوصاف و ویژگی های ذكر شده برای فرشتگان، می توان گفت اصل اختیار و مسؤولیت پذیری آگاهانه و آزادنه ی آنها، امری مسلم و مبرهن است. (12)

از جمله در دو آیه كه پیش تر گذشت به آن اشاره شده است: یكی آنكه خداوند آنها را به (عِبادٌ مُّكْرَمُونَ) (13) توصیف فرمود. كه واژه ی «گرامی» درجاتی است كه موجود صاحب اراده و اختیار باشد؛ و گرنه «گرامی» و «مكرّم» نخواهد بود. و دیگری تعبیر(لا یَعْصُونَ اللّهَ) (14) است كه حكایت از امكان معصیت برای ملائكه دارد؛ ولی آنها در عین این توانایی، معصیت نمی كنند. اگر موجودی بدون اراده باشد، دیگر تعبیر «خدا را عصیان و نافرمانی نمی كنند» معنا نخواهد داشت. بنابراین هر چند اراده ی ملائكه فانی در خدا است؛ ولی این دو معنای نفی اراده و اختیار نیست، بلكه معنای حقیقی و اصلی آن است كه در عین آنكه اراده دارند، ولی اراده ای جز طلب و خواست خدا ندارند و این خود یك فضیلت قابل ستایش و الگوگیری است.

ملائكه، ورای قوانین

برخی می پندارند با وجود قوانین و كشف آنها از سوی بشر، وساطت فرشتگان امری نامعقول بوده و پذیرفتنی نیست! برای مثال وقتی انسان علت باران را كشف كرد و فهمید كه بر اساس قوانینی آب تبدیل به بخار شده و بخار تبدیل به ابرها و در شرایط خاص بر اثر جاذبه ی زمین و وضعیت جویِ مخصوص، باران می بارد و همه ی اینها در چارچوب قوانین صورت می گیرد و انسان ها این قوانین را به دست آورده اند، دیگر این حقیقت كه ملائكه باران درست می كنند یا به وسیله ی آنها باران بر زمین جاری می شود، یا آب ها تبخیر می شوند، یا وضعیت جوّی دگرگون می گردد و...معنا نخواهد داشت. در عوالم هستی و عالم مادی، قوانین و سننی حاكم است و همه ی امور بر اساس آنها، فعل و انفعالات خویش را انجام می دهند. از این رو با وجود این قوانین - خواه ما آنها را كشف كرده باشیم یا نه - وساطت ملائكه و مجرا و وسیله بودن آنها در تحقّق افعال الهی در عوالم هستی و از جمله عالم مادی مفهوم ندارد! اگر طرفداران این دیدگاه كه گاهی خویش را مدعی حق جویی و حقیقت یابی می دانند به مطالب ذیل توجه كنند، در می یابند حقیقت همان است كه در آیات و روایات بیان شده و در واقع فرشتگان ورای قوانین اند.

الف) ما می پذیریم قوانین و سننی در عالم مادی و عوالم هستی وجود دارد و امور بر اساس و در چارچوب این قوانین كار خویش را انجام می دهند. همچنین قبول داریم كه انسان ها باید بكوشند تا در حد توان و فهم خویش این قوانین را كشف كنند و كشف قوانین هم برای زندگی بشر فواید بی شماری دارد.

ب) همه ی ما می دانیم قوانین بی شماری در عالم مادی وجود دارد كه اگر بخواهیم آنها را شمارش كرده و دسته بندی كنیم، تعدادشان به مراتب بیش تر از تعداد موجوداتی است كه این قوانین در خصوص آنها مطرح شده است. اگر قوانین را در نباتات، حیوانات، زمین و عناصر آن، تركیبات مختلف و...وجود دارد، شمارش كنیم، قطعا تعدادشان بیشتر از خود این موجودات خواهد شد. حال اگر این مسألة عجیب و قابل تأمل را با قوانین دیگر - كه حكایتگر ارتباطات و نسبت های قوانین با یكدیگر است - در نظر بگیریم، اذعان خواهیم كرد كه در این خصوص عقل بشر به ناتوانی و قصور فهم و ادراك خویش اعتراف می كند.

ج) آیا خود قوانین را می توان با حواس و ابزار آن،‌ دریافت یا نمی توان؟! آیا قوانین محسوس اند و یا آثارشان مشهود است؟ با اندكی دقت و اندیشه، در می یابیم قوانین و ارتباط آنها با یكدیگر، امری مرموز است و خود آنها قابل حس و رؤیت و فهم نیستند. ما تنها با جملات و عباراتی آثار ارتباطی پدیده ها را بیان كرده و بر آن نام «قانون طبیعی» می نهیم. اما در واقع خود قوانین اموری نامرئی، نامحسوس و غیر مادی اند و ما تنها از طریق آثار مشهود و محسوس آنها، به اصل وجود و بودنشان پی می بریم؛ نه به كم و كیف و حقیقت آنها. آنچه ما در الفاظ و عباراتی «قانون» می دانیم، آثار قوانین اند، نه خود قوانین.

د) با دقّت و تامّل این حقیقت روشن می شود كه قوانین، از لوازم وجودی ملائكه و آنها ورای قوانین هستند. برای تقریب به ذهن به این مثال توجه كنید: در بدن انسان قوانین و سننی حاكم است؛ اما این قوانین تا زمانی كه روح در بدن انسان وجود دارد، كار می كنند؛ ولی بدون روح فعالیتی ندارند و وجود آنها بی معنا است. به عنوان نمونه قوانین دستگاه گوارش تا زمانی كه روح در بدن آدمی است آثاری دارند، ولی هنگامی كه روح از بدن مفارقت كند، دیگر آنها فعالیتی نخواهند داشت. بنابراین قوانین حاكم بر بدن، اشعه ی وجودی یا آثار وجودی روح در بدن و به بیان دیگر، ورای قوانین، روح آدمی است و اینها از لوازم وجودی روح به شمار می رود؛ به صورتی كه اگر روح نباشد، قوانینی در بدن انسان نخواهد بود.

در خصوص قوانین جهان هستی نیز همین مسأله وجود دارد؛ در ورای آثار مشهود ما (كه ما آن را قانون می نامیم)، ملائكه و فرشتگان الهی وجود دارند و تا هنگامی كه آنان هستند، این قوانین و سنن كار خویش را انجام می دهند؛ ولی اگر آنان نباشند یا نخواهند، این قوانین از كار باز خواهند ایستاد.

فرشتگان باران، وقتی كه حضور دارند و می خواهند مشیّت الهی در این پدیده جریان یابد، باران و قوانین مربوط به آن وجود خواهد داشت و اگر حضور نداشته باشند نه بارانی خواهد بود و نه قوانین مرتبط با باران.

مثالی دیگر:

دانه ی گندم وقتی در یك شرایط خاص قرار گرفت، با یك سلسله قوانین سبز گشته، رشد می كند و سنبل می شود. با نگاهی ساده به آن می پنداریم كه مقتضای طبیعت دانه آن است كه وقتی در یك شرایط خاصی قرار گرفت، صورت سنبلی را برای خودش بپذیرد و سنبل شود. این سبز شدن، رشد نمودن، سنبل گشتن و مراتب را طی كردن، مقتضای طبع یا قانون است. این مسأله در این حد و در جای خود درست و صحیح است؛ ولی اگر كمی ژرف نگری و تدبر كنیم، به این حقیقت واقف خواهیم شد كه ورای این اقتضای طبع یا قانون، ملائكه ای وجود دارند كه اینها با وجود آنان معنا پیدا می كند و بدون آنان اصلاً نه قانونی هست نه اقتضای طبعی؛ نه سبز شدنی در كار هست و نه رشد نمودن و سنبل گشتنی.

بنابراین، قوانین و سنن از آثار وجودی ملائكه ای است كه ورای آنها وجود دارند. به عبارت دیگر قوانین، صورت های گوناگون، پیچیده و اسرار آمیز مشیت ربوبی است كه از طریق ملائكه پیاده می شود. (15)

چهار. ملائكه دارای مراتب وجودی

در میان آفریدگان، هیچ مخلوق و موجودی از لحاظ كثرت و تعداد، به ملائكه نمی رسد. (16) با این وصف ملائكه دارای مراتب هستند: برخی در رتبه ی بالا، بعضی در مرتبه پایین، گروهی فوق بعضی، برخی دون بعضی، دسته ای آمر و پاره ای دیگر مأمور، تعدادی مطاع و بخشی مطیع اند و...مثلاً حضرت جبرئیل(علیه السلام)، از جمله ملائكه ای است كه دارای مرتبت وجودی بالاتر، یا دارای سعه ی وجودی بیشتر است. ملائكه زیادی تحت فرمان جبرئیل بوده و مادون او هستند و طبعا خواسته های الهی از طریق جبرئیل به ملائكه دیگر رسیده و از آنها به آنجا كه باید برسد، می رسد. شواهد قرآنی این نكته عبارت است از:

4-1.(وَ ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ • وَ إِنّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ)

«[ای رسول ما، مشركان را بگو كه فرشتگان می گویند] هیچ یك از ما فرشتگان] نیست، جز آنكه او را مقامی معین و معلوم است• و همه [به فرمان حق] صف آراسته ایم». (17)

این دو آیه به خوبی نشانگر وجود مراتب در میان فرشتگان است؛ زیرا تعبیر «مقام معلوم» بیانگر این حقیقت است كه هر فرشته ای، دارای مرتبه و مقامی معلوم است و این مرتبه نیز محفوظ است و هر كسی در مرتبت وجودی خویش، تحت فرمان الهی بوده و كار خود را انجام می دهد. تعبیر «الصافون» نیز بیانگر این نكته ی ظریف است كه تمامی ملائكه، در صف و رتبه ی وجودی خویش بوده و تحت فرمان حق اند. به هر روی در میان ملائكه - كه دارای كرامت ذاتی و عصمت بوده و فانی در خدا هستند - مراتب وجودی حاكم است و وقتی امر و مشیت الهی صادر می شود، مراتبی را طی می كند تا آنجا كه آن امر و مشیت محقّق و اجرا می شود و این حقیقتی شگفت آور است؛ به عنوان مثال ملك الموت از ملائكه مرتبه ی بالا بوده و یاران زیادی دارد. وقتی كه امر قبض از خدا به ملك الموت می رسد؛ این امر از طریق ملك الموت به ملائكه تحت فرمانش می رسد و آنها این قبض را انجام می دهند.

4-2.(إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَریمٍ • ذی قُوَّةٍ عِنْدَ ذِی الْعَرْشِ مَكینٍ • مُطاعٍ ثَمَّ أَمینٍ) (18).

«همانا قرآن كلام رسول بزرگوار حق [جبرئیل] است كه فرشته ی با قوت و قدرت است و نزد خداوند مقتدر صاحب عرش با جاه و منزلت است و فرمانده ی فرشتگان و امین [وحی خدا] است».

این آیات در توصیف جبرئیل(علیه السلام) است و به مرتبه ی وجودی او اشاره دارد، این حقیقت را نیز خاطر نشان می سازد كه او فرشته ای مطاع(اطاعت شده ) است و مطاع درجایی معنا دارد كه مطیع و اطاعت كننده ای باشد. پس جبرئیل دارای مرتبتی بالا بوده و فرشتگان دیگری در مراتب پایین تر فرمانبردار او هستند؛ بنابراین در میان فرشتگان مراتب وجودی حاكم است.

حقیقت «جناح» ملائكه

بر اساس آیات ذیل معروف است كه ملائكه بال دارند وگاه دیده می شود كه برخی این فهم ظاهری را به تصویر كشیده و صوری از ملائكه را نقاشی كرده كه دارای پر هستند! امّا آیا حقیقت بال و پر داشتن فرشتگان همین است كه برخی می پندارند یا حقیقت امر چیز دیگری است؟!

قرآن می فرماید: (الْحَمْدُ لِلّهِ فاطِرِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ جاعِلِ الْمَلائِكَةِ رُسُلاً أُولی أَجْنِحَةٍ مَّثْنی‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ یَزیدُ فِی الْخَلْقِ ما یَشاءُ إِنَّ اللّهَ عَلی‏ كُلّ‏ِ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ) (19).

«سپاس خداوندی را كه آفریننده آسمان ها و زمین است و فرشتگان را رسولان قرار داده است تا او امر او را پیاده كنند و آنها دارای دو و سه چهار جناح اند و هر چه بخواهد در آفرینش و [از جمله آفرینش بیشتر جناح برای فرشتگان] می‏افزاید زیرا خدا بر هر چیزی تواناست».

معنای حقیقی «جناح» چیست؟ آیا وسیله ای برای صعود به بالا یا نزول به پایین است و یا وسیله انتقال از مكانی به مكان دیگر؟ در واقع موجود صاحب «جناح»، به كمك آن در جایی كه می خواهد، حضور پیدا می كند؛ حال ممكن است آنجا پایین، بالا، شرق، غرب، این مكان و یا مكان دیگر باشد. پرنده ها كه پر دارند، می توانند به وسیله «پر» از نقطه ای به نقطه ی دیگر منتقل شوند و در حقیقت با پر خویش در مكان های متفاوت حضور یابند.

اینكه گفته می شود ملائكه دارای «جناح» هستند؛ یعنی، ملائكه وسیله ای دارند كه به كمك آن می توانند در جاها و مراتب گوناگون حضور یابند. به بیان دقیق تر «جناح» ملائكه، ملائكه ی دیگری اند كه در مراتب پایین تر تحت فرمان ملك برتر و بالاتر بوده و فرشته ی بالاتر توسط فرشته ی پایین تر امر و مشیت حق را محقّق می سازد.

برای مثال میكائیل (علیه السلام) جناح هایی؛ یعنی، ملائكه ای در بالاترین آسمان و در همه ی آسمان ها و حتی در زمین دارد. وقتی این فرشته ی عظیم الشأن می خواهد كاری را در آن مراتب وجودی مختلف انجام دهد، با فرشتگانی كه جناح های او هستند آن را انجام می دهد؛ یعنی، آنها وسیله و فرمانبر میكائیل برای تحقق اوامر او می باشند. با جناح زمینی اش در زمین حاضر می شود، با جناح تجردی اش در عالم تجرد و ... . اینكه گفته می شود میكائیل با جناح زمینی اش كاری را انجام می دهد؛ یعنی، با حضور و تجلّی او در فرشته ی زمینی اش، آن امر را پیاده می كند و در واقع حضور جناح میكائیل، حضور خود او است؛ خواه خودش كار كند یا جناحش.

برای فهم بهتر حقیقت جناح فرشتگان از فعل روح و نفس خویش با بدنمان استفاده می كنیم. روح ما جناح ها دارد: وقتی روح شما می خواهد در عالم مبصرات و دیدنی ها وارد شده و مثلاً از مناظر زیبای باغ یا گلستان یا بوستانی لذت ببرد، با جناح و قوه ی باصره حاضر می شود. در این حضور زمان هم مطرح نیست و همین كه روح خواست ببیند، قوای باصره به كار افتاده و این امر را برای روح محقّق می سازد. در این جا باصره جناح روح و با آن یكی است و در عین حال روح، روح است و باصره، باصره. از این رو وقتی تصاویر زیبا را تماشا می كنید، «شما» نگاه می كنید. آن كه نگاه می كند و لذت می برد و كار دیدن را انجام می دهد آن «حقیقت شما» و «روح شما» است. روح شما با جناح باصره وسیله ی دیدن است، دراین فعل اصلاً مطرح نیست، به صورتی كه وقتی از شما می پرسند چه می كنید، می گویید: می بینیم. نمی گویید با صره ام در اینجا می بیند، باصره ام را استخدام كرده ام تا به كمك او شكل ها و مناظر را ببینم، ولی در عین حال باصره، جلوه و جناح روح در امر دیدن است.

در خصوص شنیدن اصوات و آهنگ ها نیز مسأله چنین است. روح شما در این جا با جناح قوه ی سامعه حاضر می شود و با این جناح كار می كند. اگر روح شما بخواهد به عوالم بالا رفته و در معارف عالی سیر كند، با جناح عقل در عالم بالا و عوالم برتر حاضر می شود و... .

جناح ملائكه نیز این چنین است؛ یعنی، فرشتگان با جناح هایی كه دارند، كارهایی مختلف انجام می دهند و با اجنحه ی خود، در آن مرتبه حاضر شده و فعل و امر و مشیت حق را محقّق می سازند. فرشته، فرشته و جناح، جناح است؛ ولی فرشته با جناح خود، افعال خویش را انجام می دهد و توسط جناح های خویش در آن مرتبه حضور می یابد.

با این توضیح مختصر و در عین حال دقیق می توان معنا و مفاد اصلی برخی از روایات را - كه برای فهم من و شما حقایقی را در الفاظی خاص مطرح نموده است - درك كرد. به عنوان نمونه امیرمؤمنان (علیه السلام) می فرماید:

«و منهم الثابتة فی الارضین السفلی اقدامهم و المارقة من السماء العلیا اعناقهم و الخارجة من الاقطار اركانهم، و المناسبة لقوائم العرش اكتافهم»؛ (20).

«بعضی از فرشتگان پایشان در طبقات پایین زمین ثابت است و گردن هایشان از آسمان به بالا گذشته و اركان وجودشان از اقطار جهان بیرون رفته است و كتف های آنان برای حفظ پایه های عرش خدا آماده است.»

این روایت اشاره به جناح های فرشتگان دارد كه در مراتب گوناگون عوالم هستی وجود دارند و این صنف از ملائكه، امر و مشیت خدا را از طریق آنان محقق كرده و برای انجام دادن افعال الهی در آن مراتب، با آن جناح ها حضور می یابند.

به فرموده ی حضرت علی (علیه السلام) «كسی كه از وصف آفریده ای مثل خود (فرشتگان) درمانده است، چگونه خدای خود را وصف خواهد كرد؟» (21) معرفت انسان درباره ی فرشتگان، محدود و مبهم است و از این رو نباید توقع داشت كه با چند نكته، بتوان حتی ابعاد محدودی از حقیقت آنان را تبیین كرد و آن گاه آنها را شناخت!

در پایان، اینكه گفته شده انسان اشرف مخلوقات است و حتی از فرشتگان الهی با این همه قدرت و منزلت برتر است، همه ی انسان ها را شامل نمی شود؛ بلكه انسان های حقیقی و كامل را در بر می گیرد؛ همچون: رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، امیر مؤمنان (علیه السلام)، حضرت زهرا (علیهما السلام)، و جمیع امامان (علیهم السلام) و در مرتبه ی بعد اولیا و اوصیای الهی. نباید با تكیه بر ظاهر این سخن گران سنگ در خیال خود، خویش را بالا ببریم و فرشتگان را پایین آوریم!! این وهم و پندار ما است، آیا مخلوقاتی مثل ما با این همه تخطّی، سرپیچی، گناه نافرمانی، بالاتر از فرشتگان الهی اند كه جز تسبیح حق و فنای در او و اطاعت از امر او به چیز دیگری مشغول نیستند؟! هرگز، تنها كسانی از این موجودات والا مرتبه برترند كه به معنای واقعی و حقیقی انسان باشند، نه فقط در ظاهر و شكل و شمایل




طبقه بندی: آیت الله شجاعی حفظه الله، 
ارسال توسط مدیریت
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

خرید vpn

قالب وبلاگ