تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی خوبان - ملائکه و فرشته های الهی : آیت الله شیخ محمد شجاعی زنجانی(قسمت دوم)


امروز :
پایگاه اطلاع رسانی خوبان

گفتار دوم

انواع فرشتگان

(إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقَامُوا تَتَنزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائكةُ أَلاّ تخَافُوا وَ لا تحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالجَْنَّةِ الَّتى كُنتُمْ تُوعَدُونَ • نحْنُ أَوْلِیَاؤُكُمْ فى الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ فى الآخِرَةِ وَ لَكُمْ فِیهَا مَا تَشتَهِى أَنفُسكُمْ وَ لَكُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ). (22).

مجموع (23) آیات و روایات در خصوص فرشتگان، دلالت دارد بر اینكه واسطه ی فیض بودن ملائكه، تنها اختصاص به عالم مادی و دنیا ندارد؛ بلكه این وساطت در عالم برزخ و در قیامت نیز هست. خداوند متعال خواست و مشیّت خویش را در عوالم دیگر نیز به وساطت فرشتگان محقق می سازد. برای مثال در جهنم از وجود فرشتگان «غلاظ و شداد» (24) یاد شده در رأس آنان، ملكی به نام «مالك» وجود دارد كه دارای جناح های گوناگون و فراوانی است. در بهشت نیز فرشتگانی وجود دارند كه به مؤمنان درود می فرستند (26) و دسته ای به استقبال آنان می روند.(27) در رأس آنها فرشته ای به نام «رضوان» است كه او نیز جناح های مختلف و بسیاری دارد.

چنان كه در گفتار پیشین گذشت، انواع و افراد فرشتگان ازدیگر مخلوقات خداوند بیشتر است؛ هر چند بیان تفصیلی انواع گوناگون آنها از حوصله ی این نوشتار خارج است؛ ولی به فرمایش علامه طباطبایی(قدس سره) (27) در رساله ی «وسائط» خود فرشتگان بر سه دسته اند:

یك. وسایط فیض

دسته ی اول فرشتگان، به عنوان واسطه های فیض الهی در عوالم وجود مطرح اند؛ یعنی، ‌همان فرشتگان كارگزار كه به كار و تدبیر عالم گمارده شده و مشیت و اوامر الهی را در مراتب گوناگون و ابعاد مختلف آن محقّق می سازند. این دسته فرشتگانی اند كه ربوبیت الهی را در آسمان ها، كوه ها، دریاها، زمین، حیوانات، انسان ها، مرگ ها، برزخ ها، بهشت ها و جهنم ها و...اجرا می كنند.

دو. فرشتگان شیدا

این دسته از ملائكه واله، شیفته، شیدا و عاشق بی قرار حضرت حق اند. آنان در مقام حبّ و دوستی خدا، در كمال و در فرط عشق اند. اینان از همان آغاز آفرینش و خلقشان، والهین در جمال و جلال حق بوده اند؛ و نه به جایی توجه دارند و نه به كار دیگری كار. این نوع از ملائكه در حدی در عشق و عظمت خداوند سبحان غرق اند كه حتی به خویش توجه ندارند. قرآن این گروه از فرشتگان را چنین معرفی می كند:

(قَالَ یَإِ إبْلِیسُ مَا مَنَعَك أَن تَسجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَىَّ أَستَكْبرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِینَ)؛ (28).بقیه در ادامه مطلب...
انواع فرشتگان

(إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقَامُوا تَتَنزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائكةُ أَلاّ تخَافُوا وَ لا تحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالجَْنَّةِ الَّتى كُنتُمْ تُوعَدُونَ • نحْنُ أَوْلِیَاؤُكُمْ فى الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَ فى الآخِرَةِ وَ لَكُمْ فِیهَا مَا تَشتَهِى أَنفُسكُمْ وَ لَكُمْ فِیهَا مَا تَدَّعُونَ). (22).

مجموع (23) آیات و روایات در خصوص فرشتگان، دلالت دارد بر اینكه واسطه ی فیض بودن ملائكه، تنها اختصاص به عالم مادی و دنیا ندارد؛ بلكه این وساطت در عالم برزخ و در قیامت نیز هست. خداوند متعال خواست و مشیّت خویش را در عوالم دیگر نیز به وساطت فرشتگان محقق می سازد. برای مثال در جهنم از وجود فرشتگان «غلاظ و شداد» (24) یاد شده در رأس آنان، ملكی به نام «مالك» وجود دارد كه دارای جناح های گوناگون و فراوانی است. در بهشت نیز فرشتگانی وجود دارند كه به مؤمنان درود می فرستند (26) و دسته ای به استقبال آنان می روند.(27) در رأس آنها فرشته ای به نام «رضوان» است كه او نیز جناح های مختلف و بسیاری دارد.

چنان كه در گفتار پیشین گذشت، انواع و افراد فرشتگان ازدیگر مخلوقات خداوند بیشتر است؛ هر چند بیان تفصیلی انواع گوناگون آنها از حوصله ی این نوشتار خارج است؛ ولی به فرمایش علامه طباطبایی(قدس سره) (27) در رساله ی «وسائط» خود فرشتگان بر سه دسته اند:

یك. وسایط فیض

دسته ی اول فرشتگان، به عنوان واسطه های فیض الهی در عوالم وجود مطرح اند؛ یعنی، ‌همان فرشتگان كارگزار كه به كار و تدبیر عالم گمارده شده و مشیت و اوامر الهی را در مراتب گوناگون و ابعاد مختلف آن محقّق می سازند. این دسته فرشتگانی اند كه ربوبیت الهی را در آسمان ها، كوه ها، دریاها، زمین، حیوانات، انسان ها، مرگ ها، برزخ ها، بهشت ها و جهنم ها و...اجرا می كنند.

دو. فرشتگان شیدا

این دسته از ملائكه واله، شیفته، شیدا و عاشق بی قرار حضرت حق اند. آنان در مقام حبّ و دوستی خدا، در كمال و در فرط عشق اند. اینان از همان آغاز آفرینش و خلقشان، والهین در جمال و جلال حق بوده اند؛ و نه به جایی توجه دارند و نه به كار دیگری كار. این نوع از ملائكه در حدی در عشق و عظمت خداوند سبحان غرق اند كه حتی به خویش توجه ندارند. قرآن این گروه از فرشتگان را چنین معرفی می كند:

(قَالَ یَإِ إبْلِیسُ مَا مَنَعَك أَن تَسجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِیَدَىَّ أَستَكْبرْتَ أَمْ كُنتَ مِنَ الْعَالِینَ)؛ (28).

«[خداوند متعال] فرمود: ای ابلیس! چه چیز تو را مانع شد كه برای چیزی كه به دستان قدرت خویش خلق كردم سجده آوری؟ آیا تكبر نمودی یا از بلند رتبه گان بودی؟»

برخی از مفسران گفته اند: «عالین» به ظاهر جمعی هستند كه مقامشان بالاتر از این است كه امر به سجده، متوجه آنها شود و از این رو خداوند متعال به ابلیس گفت: عدم سجده تو بر آدم، یا به دلیل تكبّر بوده است و یا اینكه تو از جمله بلند مرتبگانی كه امر به سجده متوجه آنها نیست! آنها فانی در حق و شیفته و شیدای او هستند و امر به آنها در آن مرتبه معنا ندارد. به بیان دیگر، اصلاً امر اقتضایی ندارد؛ چرا كه آنان نه شعور به خود دارند و نه شعور به غیر خود؛ بلكه محو عظمت خداوند سبحان اند.

علامه طباطبایی (قدس سره) این روایت را در توصیف «عالین» نقل كرده است كه:

«ان العالین قوم من الملائكة لا یلتفتون الی غیر الله و لم یؤمروا بالسجود لآدم و لم یشعروا ان الله خلق العالم و لا آدم» (29).

«بلند رتبگان (عالین) گروهی از فرشتگان اند كه به غیر خداوند توجه ندارند و مأمور بر سجده ی برای آدم نبودند، ونمی دانند خداوند جهان و آدم را آفریده است».

علامه مجلسی (قدس سره) نیز از بصائر الدرجات روایتی را در مقام این گروه از فرشتگان از امام صادق (علیه السلام) نقل فرموده است:

«ان الكروبین قوم من شیعتنا من الخلق الاول، جعلهم الله خلق العرش، لو قسم نور واحد منهم علی اهل الارض لكفاهم، ثم قال (علیه السلام) ان موسی لما سأل ربه ما سأل، امر واحدا من الكروبین فتجلی للجبل فجعله دكا»؛ (30).

«كروبیان (همان عالین و فرشتگان مقرب) جمعی از پیروان ما از نخستین آفرینش اند كه خداوند آنان را پشت عرش قرار داد. اگر نور یكی از آنها بر تمام اهل زمین تقسیم شود، برای همه كفایت می كند. [آن گاه امام (علیه السلام) فرمود:] هنگامی كه موسی (علیه السلام) خواسته ی خود را به خداوند [مبنی بر رؤیت جمال و وجه حضرت حق] عرضه داشت، به یكی از آنان فرمان داد پس نور او بر كوه جلوه گر شد و آن را متلاشی ساخت».

در فهم این روایت نكاتی قابل تأمل است:

1.این جمله كه «آنان از پیروان نخستین آفرینش اند»، ناظر به مقام و منزلت رتبی آنان است، نه آنكه در آنجا مسأله تقدم زمانی مطرح باشد. در آن مراتب همه ی مسائل فراز زمانی اند.

2.تعبیر «خداوند آنان را در پشت عرش قرار داد»، نشانگر این حقیقت است كه مقام آنان از عرش و عالم تدبیر و قضا و قدر بالاتر است. عرش عالم تدبیر و مشیت حضرت حق است؛ چنان كه خداوند در قرآن فرمود:

(ثمَّ استَوَى عَلى الْعَرْشِ یُدَبِّرُ الأمْرَ) (31).

«سپس بر عرش استیلا یافت؛ كار [آفرینش] را تدبیر می كند».

3.این فرشتگان به دلیل آنكه فانی مطلق حضرت حق اند، طبعاً تجلّی خداوند متعال از طریق این فرشتگان خواهد بود و آنان، تجلی حضرت حق اند. از این رو، در برابر درخواست رؤیت جمال جلوه گری و وجه حق از سوی موسی (علیه السلام)، خداوند به یكی از فرشتگان دستور داد تا بر كوه جلوه گر شود.

4.هر چند این فرشتگان در مرتبتی هستند كه امر به سجده نشدند؛ ولی در عین حال بر اساس این حدیث، اگر خدا فعل و امر مخصوص و اراده ی خاصی در انجام كاری به وسیله این فرشتگان داشته باشد، هیچ ایرادی ندارد كه خواست ویژه ی خود را از طریق آنان عملی سازد.

نقطه ی مقابل اینها، ما هستیم كه خود را پیرو حضرت حق می دانیم، ‌ولی در مقام عمل و باطن، نه مطیع او هستیم و نه خود را در حضور او می یابیم! حتی در نماز كه مقطع كوتاهی از حیات مادی ما را اشغال می كند، نمی توانیم حضور قلب داشته باشیم و دائم فكر، خاطر و در پی آن خودمان در اینجا و آنجا و پراكنده ایم!؛ چه رسد به تمامی ساعات و لحظات زندگی مان!! آنها رهرو راه حق اند و فانی در او و ما فرمانبر شیطان و فانی در مكر او هستیم! شگفت آنكه شیطان با شیطنت خویش، ممكن است از ما شكایت كند كه گرچه من شماها را به شرك دعوت كرده ام؛ ولی خود از شرك بیزارم! حكایت معاویه و ابلیس در مثنوی خواندنی است. روزی ابلیس در صورت مردی بر معاویه ظاهر شد و او را برای اقامه ی نماز بیدار كرد! معاویه از این امر تعجب نمود كه چگونه ابلیس - كه باید آدمی را به راه شقاوت و گمراهی دعوت كند - او را برای خواندن نماز بیدار كرد:

گفت: نی نی این غرض نبود ترا

كه بخیری ره نما باشی مرا

دزد آید از نهان در مسكنم

گویدم كه پاسبانی می كنم

من كجا باور كنم آن دزد را

دزدكی داند ثواب و مزد را ؟

شیطان در پاسخ گفت: تو چه فكر كرده ای، من هر چند در پی گمراهی انسان ها هستم، ولی هیچ وقت آن مقام و مرتبت و آن عشق و حب خود را به حضرت حق فراموش نكرده و نخواهم كرد:

گفت: ما اول فرشته بوده ایم

راه طاعت را به جان پیموده ایم

سالكان راه را مَحرم بُدیم

ساكنان عرش را همدم بدیم

پیشه ی اوّل كجا از دل رود؟

مِهر اول كی ز دل بیرون شود؟

در سفر گر روم بینی یاختن

از دل تو كی رود حب الوطن؟

ما هم از مستان این می بوده ایم

عاشقان درگه وی بوده ایم

ناف ما بر مهر او ببریده اند

عشق او در جان ما كاریده اند

روز نیكو دیده ایم از روزگار

آب رحمت خورده ایم اندر بهار

و... (32).

سه. فرشتگان عبادت كننده

دسته ی سوّم فرشتگان، به طور مرتب و دائم - به حسب مراتب و منازل و تجلیاتی كه بر ایشان پیش می آید - در عبادت و تسبیح حضرت حق اند. جمعی از آنها از زمان آفرینش خود به تناسب منزلتشان و تجلّی حضرت ربوبی بر ایشان، در سجده بوده و خواهند بود. جمعی در ركوع، گروهی در قیام عبودی، برخی در قیام نماز و بعضی در تسبیح اند و...امیرمؤمنان (علیه السلام) در اولین خطبه ی نهج البلاغه این دسته را چنین توصیف فرموده است:

«ثم فتق ما بین السموات العلا، فملأهن اطواراً من ملائكته، منهم سجود لا یركعون، و ركوع لاینتصبون، و صافون لا یتزایلون، و مسبحون لا یسأمون، لا یغشاهم نوم العیون، و لا سهو العقول و لا فترة الا بدان، و لا غفلة النسیان»؛ (33).

«آن گاه آسمان های بالا را از هم گشود، و آكنده از فرشتگان گوناگون ساخت. گروهی از آنان همیشه به سجده اند و ركوع ندارد، و یا به ركوع اند و قیام نمی كنند، و یا در صفوفی كه هرگز از هم پراكنده نمی گردد، قرار دارند، و یا همواره تسبیح می گویند و هرگز خسته نمی شوند، هیچ گاه خواب چشمان آنها را نمی پوشاند، و عقول آنها گرفتار سهو نمی گردد. بدن آنها به سستی نمی گراید، و غفلت و نسیان بر آنها عارض نمی شود».

آیات زیر شاهد بر وجود این گروه از ملائكه است:

1 - (وَ لَهُ مَن فى السَّمَاوَاتِ وَ الأرْضِ وَ مَنْ عِندَهُ لا یَستَكْبرُونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لا یَستَحْسرُونَ • یُسبِّحُونَ اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ لا یَفْترُونَ) (34).

«و هر كه در آسمان ها و زمین است برای اوست، و كسانی كه نزد اویند [نزد رتبی نه نزد مكانی] از پرستش وی تكبر نمی‏ورزند و درمانده نمی‏شوند. شبانه روز، بی‏آنكه سستی ورزند نیایش می‏ كنند و خسته نمی شوند».

2 - (...فَالَّذینَ عِنْدَ رَبِّكَ یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ هُمْ لا یَسْأمُونَ) (35).

«كسانی كه در پیشگاه پروردگار تواند، شبانه‏روز او را نیایش می‏كنند و خسته نمی‏شوند».

این دسته از فرشتگان به دلیل معرفتشان به حضرت حق، عاشق اویند و بر همین اساس هیچ گاه از عبادت و تقدیس او، خسته و ملول نمی شوند. ولی ما گاه از عبادت كردن لذت نمی بریم و گاهی از آن خسته می شویم و تكالیف اصلی خود را نیز به سختی انجام می دهیم؛ زیرا او را نشناخته ایم و وقتی چیزی را نشناسیم، او را تقدیس و عبادت نمی كنیم و به او عشق نمی ورزیم، اما اگر به معرفت صحیح بار یافتیم و مجاهدت كردیم و گناهان را به سویی نهادیم، به یقین دیگر از عبادت خسته نخواهیم شد.

گفتنی است اولاً، بر اساس آیات و روایات، ‌همه ی ملائكه الهی بالاترین و برترین عبادت و عشق را نسبت به خداوند متعال دارند؛ از این رو جدا كردن گروهی از فرشتگان تحت عنوان ملائكه ی شیدا و عاشق و دسته ای دیگر تحت نام فرشتگان عبادت كننده، بدین معنا نیست كه فرشتگان دیگر - حتی پایین تر و نازل ترین آنها در مراتب وجود - عابد و عاشق نیستند؛ بلكه مقصود آن است كه دسته ای از فرشتگان فقط به عشق و عبادت مشغول اند و كار دیگری ندارند. بخلاف گروه دیگری از فرشتگان كه در عین عبادت خداوند متعال، امر و مشیت الهی را اجرا می كنند.

ثانیاً، این عبادت فرشتگان، خسته كننده و ملال آور نبوده و به لطف و توجّه الهی است؛ چنان كه امیرمؤمنان (علیه السلام) به این مطلب اشاره فرموده است:

«...و لو لا تقوتیك لم یقووا و لو لا تثبیتك لم یثبتوا و لو لا رحمتك لم یطیعوا ولو لا انت لم یكونوا، اما انهم علی مكانتهم منك و طواعتیهم ایاك و منزلتهم عندك و قلة غفلتهم عن امرك لو عاینوا ما خفی عنهم منك لا حتقروا اعمالهم و لأزروا علی انفسهم و لعلموا انهم لم یعبدوك حق عبادتك سبحانك خالقا و معبوداً ما احسن بلائك عند خلقك»؛ (36).

«اگر نبود تقویت تو [ای خدای متعال] اینها (فرشتگان) این قوت را نداشتند. اگر تثبیت تو نبود اینها ثبوتی و ثباتی نداشتند و اگر رحمت تو نبود، این طاعت را نداشتند و اگر تو نبودی اینها نبودند. امّا خدایا! این همه فرشتگان با آن مرتبه ی بالا و طاعت های فراوان و منزلت والا در نزد تو و اینكه هیچ غفلتی از امر تو ندارند؛ اگر می دیدند [و شهود می كردند و می یافتند] آنچه را كه از تو بر اینها پوشیده مانده، اعمالشان را ناچیز می شمردند و بر خود عیب می گرفتند و می دانستند كه آن گونه كه در خور تو است، عبادتت نكرده اند! منزّه آفریدگار و معبودی هستی! شگفت آزمایش ها و ابتلاهای سختی برای آفریدگانت داری!».

در خصوص این روایت توجه به دو نكته بایسته است:

1.حضرت با عبارت «آنچه را كه از تو بر اینها پوشیده مانده» این حقیقت را می فهماند كه مرتبت وجودی آن امام، بسی برتر و بالاتر از فرشتگان است؛ به صورتی كه او حقایقی را می داند كه برترین ملائكه و فرشتگان از آن بی خبرند. باید قدر ولایت را دانست و به بهترین وجه از این نعمت الهی استفاده كرد.

2.ناچیز شمردن اعمال و عیب گیری بر خویش و به جا نیاوردن حق عبادت از سوی فرشتگان، بدین معنا نیست كه آنها برای افعال و اعمال خویش در برابر ذات حق، اعتبار و محملی باز كرده و آن را به رخ بكشند؛ بلكه فرشتگان اگر حقایق پوشیده را در می یافتند، اعمالشان را ناچیز تر از قبل تلقّی می كردند و بهتر می فهمیدند كه عبادتی در خور خداوند به جا نیاورده اند! البته ملائكه مستغرق حق اند و از این رو هیچ گاه بر اعمال، طاعات و عبادات و تسبیح های خویش وقعی نمی نهند. حال اگر فرشتگان به آن حقایق دست یابند، بیشتر و شدیدتر از گذشته اعمال و عبادات خود را كوچك و حقیر می شمارند.



طبقه بندی: آیت الله شجاعی حفظه الله، 
ارسال توسط مدیریت
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

خرید vpn

قالب وبلاگ