تبلیغات
پایگاه اطلاع رسانی خوبان - مطالب متفرقه


امروز :
پایگاه اطلاع رسانی خوبان

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 27 فروردین 1394

موسی رفت کوه طور آتش بیاورد،آتش گرفت به نور نار انی انا الله





طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: موسی، آتش،
ارسال توسط مدیریت
مرتبه
تاریخ : شنبه 7 تیر 1393

ماه مبارک ماه شست شوی دل است.

دلت رو خوب خوب تکانی بده.گرد و غبار یکسال دوری از این ماه رو بریز.خانه تکانی کن.دلت را برای قدوم یار مهیا کن.

این ماه،ماه خداست.خدا میزبان ماست و ما مهمان!

به به چه میزبانی!

امیدوارم مهمانی خوب و نمک شناسی باشم.

خدایا تو هم کمک کن.

دست من گیر،که این دست همان است که سالها به سوی تو دراز است.

تو را به حق غریب طوس قسم کمک کن گناه نکنیم.

چرا که اگر یک قدم برای غیر تو برداریم،قدم های بعدی را نمیدانیم چه می شوند. 

 




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: کمک کن، ماه رمضان، ماه مبارک،
ارسال توسط مدیریت
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 13 فروردین 1393

امروز می خواهیم چند تا فیلتر شکن برای شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها صد در صد کار می کند و تضمینی و کاملا رجستری شده است و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی استفاده کنید البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلترشکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارد که بسیار مخرب هستند و سیستم شما رو به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلترشکنی بکنند بین انسان و خدایش فیلتر درست می کنند.

از این فیلتر شکن ها که وارد دنیای انسان ها شده اند می توان به تعصب غیر صحیح، تقلید کور کورانه، پیروی کردن از اکثریت، مد گرایی، پیروی کردن از عادات زشت اجتماعی و غیره اشاره نمود . وقتی انسان مرتکب گناه می شود به مرور و تکرار گناه ها خودش را از خدا دورتر می کند و کم کم گناهان فیلترهایی می شوند که مانع ارتباط انسان با خدای خودش می گردند در این نوشته قصد داریم فیلتر شکن هایی رو معرفی کنیم که با استفاده از انها هیچ فیلتری نمی تواند مانع شما شود.

۱- نماز: بهترین فیلتر شکن دنیا که خود خدا هم زیر این فیلتر شکن را امضا و مهر کرده خصوصیت مهم این فیلتر شکن این است که مانع می شود انسان با گناه کردن فیلترهایی رو بین خودش و خداش ایجاد کند … اگه باور ندارید این آیه رو بخوانید ” ان الصلاه تنهی عن فحشا و المنکر عنکبوت/۴۴

۲- قرآن : لنگه نداره همه کسانی که متخصص هستند از این فیلتر شکن بی بدیل استفاده می کنند و جلوی کلام خدای تبارک و تعالی زانو می زنند برای استفاده از این فیلتر شکن آن را بخوانید و بفهمید و به آن عمل کنید.

۳- ولایت: این فیلتر شکن بسیار قوی عمل می کنه برای استفاده از آن باید علاوه بر اعتقاد و محبت اهل بیت علیهم السلام انسان به سلاح عمل هم مجهز باشد و اطاعت پذیری از ولایت جزء لا ینفک وجودش باشد.



طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: فیلترشکن، فیلتر، فیلترشکن تضمین، ف ی ل ت ر ش ک ن، دانلود ف ی ل ت ر ش ک ن،
ارسال توسط مدیریت
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 12 فروردین 1393

 

مرحوم آیت الله سید محمد مهدی دستغیب متولد سال 1303 و حدود 30 سال تولیت آستان احمدی و محمدی(ع) را بر عهده داشت که هفت روز پیش در جوار حرم علی ابن ابیطالب(ع) به دلیل بیماری قلبی دار فانی را وداع گفت.




طبقه بندی: متفرقه، 
ارسال توسط مدیریت
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 26 اسفند 1392

چند روزی نمونده که سال 92 تموم بشه و سال جدید شروع بشه.

بیایم و تو سال جدید گناه نکنیم.

ساده نیست ولی شدنی ست!




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: گناه نکن، سال جدید، 93،
ارسال توسط مدیریت
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 3 مهر 1392

حالات و ویژگی‌های روح انسان

1. روح انسان مجرد است
مهم‌ترین ویژگی روح انسان تجرد اوست به این معنی که روح، جسم یا جسمانی نیست، زیرا توانایی‌های او در اجسام مشاهده نمی‌شود، از جمله این که:
1. هیچ جسمی در آن واحد بیش از یک صورت و حالت نمی‌پذیرد. یک جسم اگر سفید باشد، سیاه نیست و تنها در صورتی می‌تواند سیاهی را بپذیرد که سفیدی را ترک کند. اگر به شکل مکعب باشد کروی نیست و تنها زمانی کروی می‌شود که مکعب نباشد، بالاتر این که یک جسم، مثلاً یا فلز است یا چوب، یا جامد است یا مایع یا گاز. چون در یک زمان تنها یکی از این صورت‌ها را می‌پذیرد، اگر جامد باشد، گاز و مایع نیست و جامد اگر فلز باشد، چوب نیست؛ ولی روح انسان همه صورت‌ها و حالات را هم زمان در می‌یابد. برای این که صورتی را ترک کند نیاز به ترک صورتی دیگر ندارد و برای این که حالتی را دریابد محتاج پاک کردن حالت سابق نیست. علاوه بر این با دریافت حالات و صورت‌های مختلف توانایی‌اش برای دریافت صورت‌ها و حالات جدید بیشتر می‌شود.
2. یک جسم تنها زمانی صفت یا حالتی را درمی‌یابد که خود به آن متصف شود، طول و عرض وقتی برای جسم حاصل می‌شود که خود عریض و طویل باشد. ارتباط جسم با همه حالات و عوارض مثل رنگ‌ها، بوها و مزه‌ها و با همه صورت‌ها به همین سیاق است، در حالی که روح انسان همه صورت‌ها، عوارض و حالات را درمی‌یابد بدون آن که خود به آنها متصف شود.
3. رنج و لذت روح با رنج و لذت جسم متفاوت است، روح از چیزهایی لذت می‌برد که جسم را از آنها بهره‌ای نیست. جسم تنها از چیزهایی لذت می‌برد که با یکی از حواس پنج گانه ادراک شود، ولی از درک لذت عبادت، مناجات و خلوت با محبوب محروم است. جسم از خوردن لذت می‌برد، ولی از لذت ایثار بی‌خبر است، در همان حالی که انسان از بخشیدن غذای مورد نیاز خود غرق لذت و سرور است، جسمش از گرسنگی رنج می‌برد و بسا که روح به کلی از رنج او غافل است.
4. ضعف و قوت روح به ضعف و قوت جسم وابسته نیست، هر چه جسم در اثر کهولت، ضعیف و ناتوان می‌شود، روح انسان قوی‌تر می‌شود، به این معنی که اندوخته‌های ادراکی‌اش بیشتر و صفات و ملکاتش استوارتر می‌شود. حرص، بخل، حسد، زهد، ورع و قناعت در پیران بسیار قوی‌ترند تا در جوانان.
از آن چه گذشت نتیجه می‌گیریم روح انسان موجودی است مجرد و اهل جهانی غیر از جهان جسم و جسمانیات

2. روح به جسم محتاج است
روح با آن که خود مجرد است و هیچ ارتباطی با جسم و ماده ندارد، در عمل به آن محتاج است. به این معنی که بدون جسم نمی‌تواند برنامه‌های خود را اجرا کند و به مقاصد خود برسد. روح برای ادای منظور خود محتاج زبان است تا سخنی بگوید، برای انجام کارها به دست نیاز دارد و برای حرکت از جایی به جای دیگر وسیله‌ای چون پا می‌خواهد. از این رو حکما گفته‌اند: روح در ذات مجرد است و در فعل مادی (طباطبایی، علامه سید حسین، نهایة الحکمة، 190)؛ بنا بر این، روح انسان به جسم محتاج است. از طرفی می‌دانیم که این جسم بدون قوه غضب و شهوت باقی نمی‌ماند نیاز به شهوت دارد تا منافع او را تأمین کند، نیاز به غضب دارد تا خطرات و زیان‌ها را از او دور کند نیاز به قوه واهمه دارد تا با درک جزئیات و نشان دادن راه رسیدن به مقاصد دنیوی مثل به دست آوردن غذا و لباس و مسکن و پرهیز از خطرات به او خدمت کند. بنا بر این روح انسان به شهوت و غضب و واهمه هم محتاج است.

3. نفس انسان جاوید است
ویژگی دیگر نفس انسانی این است که با مرگ بدن نمی‌میرد؛ بلکه همیشگی و جاویدان است و زوالی برای او نیست؛ چرا که زوال تنها بر مرکیات طبیعی عارض می‌شود و موجودات مجرّد بسیط از زوال درمانند و پیش از این پی بردیم که نفس انسان مجرد است (حسن زاده آملی، سرح العیون فی شرح العیون، ص 485، دفتر تبلیغات، دوم، 1421، 1379).
در حدیث ... نیز آمده است:
ما خلقتم للفناء بل خلقتم للبقاء و انّما تنقلون من دار الی دار (صدوق، اعتقادات فی دین الامامیه،47)
شما برای فنا آفریده نشده¬اید بلکه برای بقا آفریده شده¬اید، [مرگ چیزی نیست جز اینکه] از خانه¬ای به خانه دیگر منتقل می‌شوید.
بنابر این، نفس انسان پس از مرگ بدن باقی است و به زندگی خود ادامه می‌دهد و در شخصیت او تغییری ایجاد نمی‌شود و هم از این روست که در طول حیات دنیوی نیز بارها بدن خود را به اقتضای سنین مختلف عوض می‌کند، ولی خودش هم چنان باقی است.

 




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: حالات روح انسان،
ارسال توسط مدیریت
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 7 خرداد 1391

علم و قدرت انسان کامل در چه حد است؟

ایت الله رمضانی شاگرد برجسته علامه در جواب
علم و قدرت انسان کامل در چه حد است؟

چون انسان كامل خلیفه خداست و خداوند نیز به همه چیز دانا: «اِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَىء عَلیم» (عنكبوت/29،62) و بر همه چیز تواناست: «اِنَّ اللّهَ على كُلِّ شَىء قَدیر» (بقره/2،20) مى‌توان انسانِ كامل را مظهر دو اسم علیم و قدیر خدا دانست و بر همین اساس گستره علم او را تا مرز اطّلاع بر غیب: «عــلِمُ الغَیبِ فَلا یُظهِرُ عَلى غَیبِهِ اَحَدا * اِلاّ مَنِ ارتَضى مِن رَسول» (جنّ/72،26ـ27)، مشاهده ملكوت: «كَذلِكَ نُرى اِبرهیمَ مَلَكوتَ‌السَّمـوتِ والاَرضِ» (انعام/6 ،75)، دانستن زبان مرغان: «عُلِّمنا مَنطِقَ الطَّیرِ» (نمل/27،16)، «فَقالَ ما لِىَ لا اَرَى الهُدهُدَ ... فَمَكَثَ غَیرَ بَعِید فَقالَ اَحَطتُ بِما لَم تُحِط بِهِ ...» (نمل/27،20ـ22) و مورچگان: «فَتَبَسَّمَ ضاحِكـًا مِن قَولِها» (نمل/27،19)، و اِخبار از امور خصوصى افراد: «واُنَبِّئُكُم بِما تَأكُلونَ وما تَدَّخِرونَ فى بُیوتِكُم» (آل‌عمران/3،49) توسعه داد و نفوذ قدرت وى را نیز تا سر حدّ خلق و ایجاد: «اَنّى اَخلُقُ لَكُم مِنَ الطّینِ كَهَیـَةِ الطَّیرِ فَاَنفُخُ فیهِ فَیَكونُ طَیرًا بِاِذنِ اللّهِ» (آل‌عمران/3،49)، زنده كردن مردگان: «واُحىِ المَوتى بِاِذنِ اللّه» (آل‌عمران/3،49)، شفاى كور مادرزاد و بیمار مبتلا به پیسى: «واُبرِئُ الاَكمَهَ والاَبرَصَ» (آل‌عمران/3،49) و تصرّف در مادّه كائنات: «و اَلَنّا لَهُ الحَدید» (سبأ/34،10) كه از این همه به ولایت تكوینى تعبیر مى‌شود، پذیرفت. لازم به ذكر است كه با توجه به گستره وسیع علم انسان كامل و محدودیّت علم دیگران است كه خداوند آنجا كه خود را از وصف همه واصفان منزّه مى‌خواند وصف انسانهاى كامل را استثنا كرده و گفته آنان را در حق خود به رسمیت مى‌شناسد: «سُبحـنَ اللّهِ عَمّا یَصِفون * اِلاّ عِبادَ اللّهِ المُخلَصین» (صافّات/37،159 ـ 160) و همچنین براساس نفوذ قدرت انسان كامل است كه اهل معرفت مقام وى را مقام مشیت اللّه و آیه كریمه «یَخلُقُ ما یَشاءُ ویَختارُ ما كانَ لَهُمُ الخِیَرَةُ سُبحـنَ اللّهِ وتَعــلى عَمّا یُشرِكون» (قصص/28،68) و دیگر آیات مشابه را در مشیّت بر وى صادق دانسته و مشیت الهى را با حقیقت محمدى(صلى الله علیه وآله وسلم) و علوى(علیه السلام)متحد خوانده‌اند.



طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: علامه حسن زاده آملی، آیت الله رمضانی شاگرد علامه،
ارسال توسط مدیریت
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 1 دی 1390

نماز، همچون نور است، و نور، راهنمایی است که به انسان کمک می‌کند تا در تاریکی گمشده خود را پیدا کند.

هر کدام از ما گمشده ای داریم که در این عالم خاکی به دنبال آن می‌گردیم. هر کس مشغول خواندن نماز می‌شود با نور نماز به دنبال این گمشده است. اگر گمشده ما در این عالم مقام، ثروت، قدرت و... و از این قبیل مسایل باشد، ذهن و فکر و قوه مخیله ما در نماز سریعآ به سراغ همین امور می‌رود. اما اگر گمشده ما بهشت و یا فراتر و با ارزش‌تر از آن، مقصد کسب رضای خدا و رسیدن به مقام قرب الهی باشد، با بهره گیری از نور نماز، نه تنها قوه خیال و فکر و اندیشه ما از امور پست و بی ارزش دنیوی فاصله می‌گیرد، بلکه با تمام وجود متوجه کوچکی و حقارت خویش و عظمت خالق آفرینش می‌شود و در این صورت نور نماز وسیله معراج می‌شود، و نماز او یکی از مصادیق: "الصلوه معراج المؤمن" می‌شود.

گفته‌اند که وقتی می‌خواهی خدا با تو سخن بگوید قرآن بخوان و وقتی می‌خواهی تو با خدا سخن بگویی نماز بخوان. نظر قرآن، کلام خدا، راجع به نماز چیست؟ خدا دوست دارد بنده‌اش چگونه با او سخن بگوید؟ ابتدا ببینیم حضور قلب در نماز چیست؟ به زبان ساده می‌گویم: وقتی می‌خواهیم با کسی صحبت کنیم یا به سخن کسی گوش دهیم، اگر حواسمان جمع نباشد چه اتفاقی می‌افتد؟ طرف دوم ناراحت می‌شود و می‌گوید مثل این که برای من و رابطه با من ارزشی قائل نیستی. با دوست، پدر، مادر، استاد و هر که می‌خواهی صحبت کنی اگر توجه نداشته باشی ، چنین نتیجه ای می‌گیرد. حال هنگامی که با معبود و پروردگار و خالق و رازق خود سخن می‌گویی اگر توجه نداشته باشی، چه انتظار داری؟

عزیزی می‌گفت: نماز آیینه اعمال روزانه من و توست. می‌خواهی ببینی در طول روز چقدر یاد خدا بوده ای و جهت و رنگ کارهایت خدایی بوده، به نمازت نگاه کن هر چقدر حضور قلب داشتی همان قدر اعمال روزانه‌ات خدایی بوده و متقابل آن هرچقدر که می‌خواهی کارهایت خالص شود، به فکر اصلاح نمازت باش.

مشکل بسیاری از ما این است که وقتی نماز را شروع می‌کنیم به عوض این که از امور دنیوی فارغ باشیم باز هم فکر کارهای روزمره می‌افتیم و در حالی که خیلی‌ها یمان دوست داریم این گونه نباشد و با حواس پرتی، بی ادبی نکنیم، باز هم نمی‌توانیم. می‌دانید علت چیست؟

1) اول: علاقه و دوستی دنیا که عبارت است از دوستی غیر خدا. همین دوستی دنیاست که در وقت نماز ما را به تک تک چیزهایی که به آن‌ها دلبستگی داریم متوجه می‌کند و از توجه به معبود باز می‌دارد.

نمازی که ما می‌خوانیم با نمازی که منظور قرآن است تفاوت دارد و آن تفاوت عبارت است از حضور قلب در نماز. همان دوستی دنیا که باعث می‌شود حضور قلب در نماز نداشته باشیم، باعث انواع گناهان می‌شود. به همین علت در نماز توجه به امور دنیا و کارهای روزمره داریم.

در اینجا توضیح یک مطلب را لازم می‌دانم که معنی جلوگیری از دلبستگی به امور دنیا این نیست که انسان هیچ بهره ای از دنیا نداشته باشد بلکه منظور این است که استفاده داشته باشد، ولی دل به آن نبندد و برایش قید و بند نشود؛ زیرا در صورتی که بند شد، مانع پرواز اوست. دنیا مرزعه آخرت است، اگر دلبستگی غیر خدایی در آن نباشد. زندگی معصومین(علیهم السلام) ما بهترین الگو و نمونه در این زمینه است. با مردم و در میان مردم بودند و هنگام نماز، عاشقانه با خدا خلوت می‌کردند.

2) علت دوم که انسان را از داشتن حضور قلب در نماز باز می‌دارد عبارت است از پرواز خیال که مرتبط با حب دنیاست. خوب است گوشه ای از کتاب بی نظیر «سر الصلاة» امام خمینی(ره) این عارف عاشق حقیقی خدا را باهم بخوانیم: «خیال قوه ای است بسیار غدار که پی در پی از شاخه ای به شاخه ای آویزد و از کنگره ای به کنگره ای پرواز کند و این مربوط به حب دنیا و توجه به امور دنیوی و مال و منال دنیوی نیست بلکه فرار بودن خیال خود، مصیبتی است که تارک دنیا نیز به آن مبتلا است .

وقتی که هنگام نماز احتیاج به ارتباط با حق تعالی داشته باشیم، مگر ممکن است که حضور قلب نداشته باشیم و عمده کار این است که احساس نیاز در ما پیدا شود.

        

ترا ا ز کنگره عرش می‌زنند صفیر                        ندانمت که در این دامگه چه افتاد ست
عزیزی می‌گفت: نماز آیینه اعمال روزانه من و توست. می‌خواهی ببینی در طول روز چقدر یاد خدا بوده ای و جهت و رنگ کارهایت خدایی بوده، به نمازت نگاه کن هر چقدر حضور قلب داشتی همان قدر اعمال روزانه‌ات خدایی بوده و متقابل آن هرچقدر که می‌خواهی کارهایت خالص شود، به فکر اصلاح نمازت باش.

خدا از مهم‌ترین صفات مؤمن را خشوع در نماز می‌داند. چگونه محب خدا و مدعی ایمان به اومی تواند سراسر نمازش به فکر همه موضوعات و تخیلات باشدو لحظه ای به خدا متوجه نباشد؟

کسالت در نماز نیز از صفات دورویان و دوچهرگان معرفی شده است، یعنی فرد، ظاهراً با خدا حرف می‌زند و در دلش اثری از خدا نیست.

(منافقان می‌خواهند خدا را فریب دهند در حالی که او آن‌ها را فریب می‌دهد؛ و هنگامی که به نماز بر می‌خیزند با کسالت بر می‌خیزند و در برابر مردم ریا می‌کنند و خدا را جز اندکی یاد نمی‌نمایند.)

یکی از عوامل حواس پرتی در نماز توجه زیاد و وسواس داشتن در قراءت است که موجب می‌شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز به ظاهر توجه کند و به جای توجه کردن به معانی نماز و کسب حضور قلب به الفاظ و چگونگی تلفظ آن‌ها مشغول گردد، اگر چه رعایت قراءت، از شرایط صحت نماز است، و لیکن شرط صوری است و باید در حدّ تکلیف آن را انجام داد و نیز از توجه زیاد به ظاهر، باید پرهیز کرد

چرا موقع عبادت احساس خستگی و چرت به ما دست می‌دهد؟ چرا با دوستان و رفقای خود ساعت‌ها به حرف و بحث می‌نشینیم و حرف زدن با خدا این قدر کسالت آور شده است؟

چرا حال مناجات و نماز ما یک دهم گفت وگو با همسر و دوست ما نیست؟ چرا؟

چکار کنیم که در نماز حواسمان پرت نشود؟

خداوند در آیه 2 سوره مؤمنون می‌فرماید: [مؤمنان [کسانی ] هستند] که در نمازشان خاشعند . بنابراین خشوع در نماز علامت ایمان است نه نماز خواندن . برای تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز امور ذیل توصیه شده است:

- اندیشه در اهمیت و آثار نماز

اگر گوهر گران بهایی و یا یک انگشتر، به ارزش صد هزار تومان، گم کنیم تا مدتی آشفته خاطر می‌گردیم و شب‌ها خوابمان نمی‌برد ، این در حالی است که دو رکعت نمازی را که به همه دنیا و لذت‌های آن می‌ارزد، از دست می‌دهیم و ناراحت نمی‌شویم!

همان طور که گفته شد قرآن کریم کسالت در نماز و بی میلی به این فریضه الهی را از اوصاف منافقین برشمرده است . (نساء/142)

امام سجاد

- امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید: وقتی نماز می‌خوانی فرض کن (در آستانه مرگ هستی) و آخرین نمازت را می‌خوانی. اگر انسان بداند، از عمرش تنها به اندازه خواندن چند رکعت نماز باقی مانده است، حواسش را جمع می‌کند و سعی می‌کند نمازش را بهتر و شایسته تر بجا آورد و از کاستی‌هایش توبه می‌کند. حال که ما نمی‌دانیم عمرمان تا کی باقی است، فرض کنیم این آخرین نمازی است که بجا می‌آوریم . چنین تصوری باعث می‌گردد در برابر شیطان مقاومت کنیم و او را از خود برانیم، از لحظات و دقایقی که در نماز سپری می‌کنیم ، بهره شایان ببریم.

وسواس در قرائات

یکی از عوامل حواس پرتی در نماز توجه زیاد و وسواس داشتن در قراءت است که موجب می‌شود نمازگزار از باطن و حقیقت نماز به ظاهر توجه کند و به جای توجه کردن به معانی نماز و کسب حضور قلب به الفاظ و چگونگی تلفظ آن‌ها مشغول گردد، اگر چه رعایت قراءت، از شرایط صحت نماز است، و لیکن شرط صوری است و باید در حدّ تکلیف آن را انجام داد و نیز از توجه زیاد به ظاهر، باید پرهیز کرد.

دوستان! به خاطر تشکر از خدا هم شده تا 5 دقیقه حواسمان فقط جمع صحبت با او باشد، به خاطر تشکر از انبوه نعمت‌های آشکار و پنهانی که به ما داده، دل و زبانمان یکی شود و چه نعمتی بالاتر از اجازه حرف زدن با او در نماز!

باید بدانیم که رعایت قراءت، از احکام ظاهریه نماز و عبادت می‌باشند و باید در حدّ اعتدال و تکلیف به آن‌ها توجّه کرد و حضور قلب و تخلیه قلب ازدیگران از شرایط باطنیه نماز است و حقیقت نماز با وجود آن معنا پیدا می‌کند که هرچه توجه به این معنا زیادتر باشد، نماز کامل‌تر خواهد شد، باید توجه کنیم که فرق نماز امیر المؤمنین ـ علیه السلام ـ با نماز ما در حضور قلب به خدا می‌باشد نه به مدّ «و لا الضالّین» و قراءت کامل‌تر آن حضرت.

ارتکاب گناه

یکی دیگر از عوامل حواسپرتی در نماز ارتکاب گناه است چون همان طور که نماز، عامل بازدارنده از گناه است، فحشا و منکرات نیز مانع حضور قلب در نماز است. نماز و گناه رابطه متقابل و متضاد دارند. کسی که اهل فحشا و منکر است، توفیق تحصیل حضور قلب در نماز را ندارد، چرا که گناه اثر منفی خود را در نماز می‌گذارد و از طرفی نماز به میزان حضور قلب در آن، بازدارنده از معصیت و بزهکاری می‌باشد و این که خداوند در قرآن کریم فرموده است:

«اِنّ الصّلوة تَنهی عنِ الفحشاء و المنکَرِ؛ نماز انسان را از فحشا و منکر باز می‌دارد» مسلماً نماز با حضور قلب را اراده کرده است، چرا که حضور قلب یعنی حاضر شدن قلب در محضر خدا که مبدأ پاکی‌هاست و قلب آدم فاسق، فاجر و گناهکار نزد معاصی است نه خدا؛ ممکن نیست دل آدمی هم در معاصی غرق باشد و هم در معنویّات.

دوستان! به خاطر تشکر از خدا هم شده تا 5 دقیقه حواسمان فقط جمع صحبت با او باشد، به خاطر تشکر از انبوه نعمت‌های آشکار و پنهانی که به ما داده، دل و زبانمان یکی شود و چه نعمتی بالاتر از اجازه حرف زدن با او در نماز!




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: چکار کنیم که در نماز حواسمان پرت نشود؟،
ارسال توسط مدیریت
مرتبه
تاریخ : جمعه 6 آبان 1390




طبقه بندی: متفرقه، 
برچسب ها: تصویر، علامه شعرانی،
ارسال توسط مدیریت

توصیه‌های عرفانی
عفو و غفران
عفو و غفران، انسان را خیلی بزرگ می کند. اگر همسرت بوده، پدرت بوده، خواهر و برادرت بوده اند و اذیت کرده اند گذشت کن، این صفت خدایی است. خداوند صاحب عفو گذشت را خیلی دوست دارد. چون صفت خدایی است. خداوند است که خلق را می آمرزد، شما هم اگر گناهکاری را که تو را اذیت و آزار رسانده است یا مالت را خورده است، عفوش کنی، این کار کار خدایی است. شبیه کار خداوند است. خدا هم صفت و فعل خودش را خیلی دوست دارد.
دیدید که ائمه (علیهم السلام) ما همه عزیز و با ایثار و گذشت بودند و مورد محبت خدا. ما هم اگر با گذشت بودیم مورد محبت ائمه (علیهم السلام) واقع می شویم. عفو کنید، گذشت کنید، شب که می خوابید استغفار کنید! هر روز هفتاد بار برای خودتان یا کسانی که شما را اذیت کرده اند استغفار کنید. کسی که برای اذیت کنندگانش استغفار کند قلبش راحت و بزرگ می شود.بقیه در ادامه ی مطلب...



ادامه مطلب
طبقه بندی: عارف بالله حاج محمد اسماعیل دولابی(ره)،  متفرقه، 
برچسب ها: توصیه های عرفانی،
ارسال توسط مدیریت
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

خرید vpn

قالب وبلاگ