امروز :
پایگاه اطلاع رسانی خوبان

 

یقظه با ادراك كبریات پنجگانه محقّق مى‏شود...

حال گوییم یقظه و بیدارى براى انسان محقق نمى‏شود مگر با ادراك پنج كبرى؛ زیرا به كلمه جامع تا انسان ادراك نقصان در خود نكند حركت به طرف كمال و سعادت پیدا نمى‏كند و در مقام تكامل و زندگانى ابدى و دارالسلام سرمدى بر نمى‏آید كبراى اول انسان حقیقتى است مجرد و از عالم امر و جهان مجردات.
كما قال تعالى: «وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّی » (1).
و كما قال تعالى:«أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ» (2)
 و كما قال تعالى: «فَإِذا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی فَقَعُوا لَهُ ساجِدِینَ».(3)
و كما قال تعالى: «ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ».(4)

بیان كبراى اوّل و دوّم

نه موجودى مادى به نام سلول چنان كه جماعتى (بنام ماركسیسم و اشباه آن) مى‏گویند و نه موجودى بنام استعداد سلول و فعل و انفعال آن، چنان كه جماعتى دیگر
كه خود را صاحب مذهب و مسلك میدانند میگویند و تجرد انسان و نفس ناطقه با رجوع به ادله اثبات مجردات ثابت مى‏شود و ما در این مقام به پاره‏اى از آن ادله اكتفا مى‏كنیم.
كبراى دوم: انسان مجرد همیشه باقى و جاویدان است؛
كما قال المعصوم علیه‏السلام : «خلقتم للبقاء لا للفناء» (5).
و كما قال تعالى: «فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا * وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً» (6).
اگرچه مادیون مرگ انسان را مساوق با زوال و فنا مى‏دانند به گمان اینكه انسان جز معلول شى‏ء دیگرى نیست یا جز فعل و انفعالات معلول شى‏ء دیگرى نیست.

بیان كبراى سوّم و چهارم

كبراى ثالث: انسان باقى در جهان ملكوت و عالم قیامت احتیاج به وسایل زندگى مناسب با عالم باقى  دارد و ابداً وسایل زندگى جهان فانى مناسب با جهان باقى و جاودانى نمى‏باشد.
كما قال تعالى:«ما عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللّهِ باقٍ» (7).
كبراى رابع: ملایمات و منافرات جهان باقى تحصیل نمى‏شود جز در عالم فانى و در سائر عوالم تحصیل آن ممكن نیست.
كما قال تعالى:«لَیْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاّ ما سَعى» (8).
و كما قال المعصوم علیه‏السلام: «الدنیا مزرعة الاخرة» (9).
و كما قال تعالى: «وَ مَنْ أَرادَ الْآخِرَةَ وَ سَعى لَها سَعْیَها وَهُوَ مُومِنٌ فَأُولئِكَ كانَ سَعْیُهُمْ مَشْكُوراً» (10).

بیان كبراى پنجم

كبراى خامس: در جهان ملكوت و عالم قیامت استظلال به ظل احدى ممكن نیست به خلاف جهان طبیعت و عالم ناسوت كه بناى آن استظلال به ظل یكدیگر است زیرا انسان خود به تنهایى نمى‏تواند تمام حوایج عالم طبیعت و ناسوت را تأمین نماید، بلكه باید جماعت و گروهى هر یك متصدى كارى شوند تا حوایج هر فردى از افراد انسان بطور مستوفى مرتفع گردد و اگر چنین نباشد تمام حوایج زمین مى‏ماند یا بطور مستوفى مرتفع نمى‏شود ولى در جهان ماوراء الطبیعة و عالم ملكوت درست عكس عالم ناسوت است، زندگانى در آنجا انفرادى است و هر كس باید با عمل خود و ساخته‏هاى درونى و بیرونى خود زندگى كند و از سعى و كوشش خود كه در جهان ناسوت كرده است در جهان ملكوت و عالم قیامت تأمین زندگى كند و به اندازه خردلى نمى‏تواند از سعى و كوشش دیگران استفاده نماید.
كما قال تعالى فى سورة الاعراف آیة 48:
«وَ نادى أَصْحابُ النّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِیضُوا عَلَیْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمّا رَزَقَكُمُ اللّهُ قالُوا إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُما عَلَى الْكافِرِینَ».




طبقه بندی: عارف بالله آیت الله محمد شاه آبادی حفظه الله، 
ارسال توسط مدیریت
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

ابزار وبمستر

عکس

خرید vpn

قالب وبلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic